صفت مالکیت براى تنهایى

دست نوشته هاى یه پسر اینجورى

صفت مالکیت براى تنهایى

دست نوشته هاى یه پسر اینجورى

من چه کردم؟!

من چیکار کردم ؟
یکی منو بیدار کنه...
الان چی ؟؟!
الان باید چیکار کنم...؟
یکی منو از این سر در گمی نجات بده...
لعنت به این شانس !
من چیکار کردم ؟!
خدایا...
دِ بگو من چیکار کنم ؟

نظرات 7 + ارسال نظر
بی خودی 19 تیر 1389 ساعت 22:03

خیلی نامرد بوده هرکی اذیتت کرده......چرا آخه؟؟؟؟

بی خیال دختر

یوسف 19 تیر 1389 ساعت 22:49

میگى چه مرگته آخه؟

فروغ 20 تیر 1389 ساعت 01:04

عزیزم خودتو ناراحت نکن.با سامین حرفت شده؟
برگرد خونه.

فروغ 20 تیر 1389 ساعت 01:53

عزیز دلم به خدا دلم ترکید
برگرد
برگرد
دوست دارم عزیزم
جات خیلى خالیه
هیشکى شام نخورد بازم خوبه آقا مصطفى زنگ زد مامانت که اذیت شد

فروغ 20 تیر 1389 ساعت 01:55

سامین میخواد ببینه تو رو...
من فکر کردم اراک که بودید حرفتون شده

هدیه 20 تیر 1389 ساعت 12:28 http://hediekharid.blogspot.com/

سلام دوست عزیز وبلاگتو دیدم جالب و خوب بود خسته نباشی
به وبلاگ من هم سر بزن خوشحال میشم

سریدم

پادرا 21 تیر 1389 ساعت 19:00 http://padra.blogsky.com/


سکوت

همین

بله...!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد