پس از فرار شهرام امیری از امریکا (!!!) ، اکنون جدید ترین خبر در رابطه با فرار او را در وبلاگ صفت مالکیت بخوانید !
1- نسخه افغانی:ش.الف: آهای ماموران آن کفتر را بنگرید، که همانا از آن بالا کفتر می آیه!
مامور CIA اولی: عجب کفتر مالی است!
مامور CIA دومی: آن کفتر را ولش کن، آن یکی دیگر را بنگر که بسیار مال تر است!
مامور دوم ( در اینجا به زیر آواز می زند): از آن بالا کفتر می آیه، یک دانه …
مامور اولی: اِ شهرام کو؟
مامور دومی: ای وای انگاری اغفال شدیم، شهرام فرار کرد.
2-نسخه فارسی:
ش.الف: چند می گیرین اغفال شین؟
ماموراولی: دهنت رو ببند! این چه حرفیه؟ مگه خودت ناموس نداری!
ش.الف: احمق! منظورم از اغفال اینه که بزاری متواری بشم!
مامور اولی: آها! اما جواب بقیه رو چی بدیم؟
( این قسمت از فیلم برای اکران عمومی حذف گردید!)
مامور اولی : وای چه احساس بدی دارم!
مامور دومی: فکر کنم اغفال شدیم!
3-نسخه هندی:
ش.الف: من هوس بستنی کردم.
مامورها: پس باید ما رو هم مهمون کنی!
ش.الف: عجب رویی دارین، دو دقیقه پیش پیتزا مهمونتون کردم ، باشه بستنی هم می خرم. آقای بستنی فروش بی زحمت سه تا بستنی بدین.
بستنی فروش: اِ، شهرام تویی؟! اینجا چکار می کنی؟ یادته تو محله مون با هم توی بستنی فروشی کار می کردیم؟وضعت توپ شده ما رو نمی شناسی!
مامور اولی که انگار تازه متوجه ماهیت شهرام می شود خطاب به او: اِ شهرام امیری تویی؟! می دونی چند سال دنبالت می گشتم؟! شهرام منم بهرام! داداش گم شدت!
ش.الف مامور اولی رو در آغوش می گیره و در حالی که از خوشحالی اشک می ریزه: داداش!
مامور دومی: شهرام وبهرام منم اسفندیار هستم!
( لازم به توضیح است در این فیلم اسفندیار با شهرام و بهرام هیچ نسبتی ندارد، و صرفاً جهت گفتن یک دیالوگ یک جمله ای است.)
بعد این چهار نفر در همان حالی که بستنی می خوردن آواز خوندن و حرکات موزون انجام هم انجام می دادن، در ضمن باران هم می آمد!
ترجمه آواز:
مامور اولی - ای شهرام! ای دانشمند،ای مخ هسته ای، ای یابنده آسانسور ترقی، ای استعداد درک نشده، ای فرار مغزها، ای خوشتیپ، ای لپ تاپ پر از اطلاعات ! تو را با دل و جان دوست دارم.
ش.الف- ای بهرام! اگر عشقت حقیقی است پس اغفال شو!
بستنی فروش: این همه بستنی ای من، فدای یک خنده ی تو، ای که با اشارتی همه میشن بنده ی تو!
مامور دومی: خیلی خونسردی، دیوونم کردی!
ش.الف خطاب به مامور دومی: پس تو یکی که هیچی! آهای بهرام اغفال شو دیگه!کار دارم، باید برم دیرم میشه ها!
مامور اولی: داداش این حرفا چیه! ما اغفالتیم، شما متواری شو!
4-نسخه هالیوودی:
یک آدم خفن(در حالی که با یک عدد موبایل از نوع « از کی تا حالا» صحبت می کند): مامورها توی تیر رس هستن.
ش.الف (در حالی که با یک همراه 150 هزار تومانی صحبت می کند و در ضمن هزینه اضافی هم پرداخت نمی کند): نمی خواد تیر اندازی کنی، خودم اغفالشون می کنم.
( این قسمت از فیلم به علت بیش از حد هالیوودی بودن سانسور شده است.)
مامور اولی: پایین رو ول کن، بالا رو ببین! شهرام با یک هلی کپتر متواری شد.
مامور دومی: اما خوشبختانه یک سر نخ مونده.
مامور اولی: نادون! این که سر نخ نیست این موهه!
مامور دومی: ای وای! انگاری تو این نسخه فیلم هم اغفال شدیم!
5-نسخه سینمای ماوراء:
یک عدد سفینه وارد زمین می شود.
یک عدد گشت کنترل نا محسوس واشینگتن: بزن کنار!
گشت نا محسوس: از کجا میآی به کجا می ری؟
موجود فضایی: از خونه مادرزنم که توی کره مشتری بود راه افتادیم می خوایم شهرام امیری رو متواری اش کنیم بعد می ریم خونه خودمون توی کره مریخ!
گشت نامحسوس ( خطاب به همکارش): ایشون حالت طبیعی ندارن، یک تست ازش بگیر!
گشت کنترل نا محسوس: تخلفاتت رو قبول داری؟ اگه نداری ما خیلی پیشرفته هستیم، همشون رو ضبط کردیم، باورت میشه؟! خیلی با حاله مگه نه؟!!
موجود فضایی: تخلفاتم چی بود؟!
گشت کنترل نا محسوس: سرعت غیر مجاز و تغییر در شکل ظاهری وسیله نقلیه، اِ پلاک هم که ندارین! باید ماشینت رو بخوابونیم!
( در همین لحظه موجود فضایی غیب میشه و یه راست با سفینه اش کنار شهرام و اون دو تا مامور ظاهر میشه)
موجود فضایی: شهرام امیری تویی؟
ش.الف: آره!
موجود فضایی: تو همونی هستی که شنکنجه ی روحی شدی؟
ش.الف: بله
موجود فضایی: پس تو خیلی کارت درسته! ما می خوایم تو رو بدزدیم و ببریم کره مریخ!
ش.الف: اشکالی نداره، فقط بنا بر فیلمنامه قبلش باید این دو تا مامور رو اغفال کنین.
موجود فضایی: ای بابا … این که کاری نداره!
و بدین ترتیب موجودات فضایی شهرام را به کره مریخ بردند.
همینه دیگه آخرشم در رفت.
کار خوبی کرد.....!
یه طرفه به قاضی نرو
ها؟
:))
والا من فقط دو تا پرانتز و یه نقل قول پیز دیگه ای نمیبینم
خداحافظ. من دارم از ایران میرم. از آشنایی باهات خیلی خوشحال شدم. موفق باشید.
اینم از رفیق رفقای من....همه خارج رفتن! یا میخوان برن
:)
جان تو این بلاگ اسکای شکلک نداره واضح تر بگو
خداحافظ
خوبی؟
ممنون که سر زدی
فقط میتونم بگم آپت قشنگ بود
همین
واسه من که خسته کننده بود
باز بت سر میزنم
از طرف کسی که هرگز از ته دل نخندید . . . حتی با .. .
حتی با ....