بچه هایی که باباهاشون توی جنگ شهید شده باشن با غرور عکس باباهاشونو میزنن اینور و اونور...منم عکس دایی خودمو میذارم تو وبلاگ....البته دایی ام شهید نشده....جانباز هم نشده... فقط فک فوقانی دهنش توسط یک تک تیرانداز حرفه ای اومده پایین و اینکه هنوز وقتی از گیت فرودگاه میخواد رد بشه دستگاه، آژیر میزنه! خودش که میگه ترکش ها تایوانی ان....زنگ نمی زنن....!
منم میخوام پز بدم دایی ام تو جبهه بوده....همه ی هشت سال....برای همین هر سه تا پسراش معاف از خدمت شدن ! اینم یکی از مزیت های جبهه رفتنه دیگه!!!! البته نمیدونم بگم یا نگم؛ هر سه تا از این پسران دایی جانم پاسدار شدند....! (یک خانواده کاملا نظامی)
نفر اول از سمت راست یا به عبارت دیگر فرد بی ریش در این عکس همون دایی گرامی ماست!!!(پیدا کنید پرتقال فروش را)!!!
پ.ن: نفرات درون این عکس + عکاس در قید حیات نیستند...فقط دایی جان زنده مونده!
پ.پ.ن: دو نفر وسطی از فرماندهان بزرگ سپاه پاسداران بودند...
پ.پ.پ.ن: من به دایی ام افتخار میکنم...!
همهی ایران به شجاع دلانش افتخار میکنه...
ما هم ...
همین طوره
سییییییییییییییییلام چطولی؟ بایدم افتخار کنی منم به داییم افتخار میکم اخه داییه من شهیده
الفاتحه